كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
30
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
از مسقط به بوشهر « 1 » سفرنامهء نيبور تا جايى كه من مىدانم ، تاكنون هيچ اروپايى از مسقط ، از راه زمينى مسافرت نكرده است . روى اين اصل استان عمان احتياج به اين دارد ، كه مورد بازديد دقيق جغرافىدانها و طبيعىدانها قرار بگيرد و بهطورىكه در مسقط شنيدم ، در حوزهء امام مسقط مىتوان با اطمينان و امنيت بيشترى مسافرت كرد تا در يمن . وضع مزاجم و همچنين اوضاع و احوال ديگر به من اجازهء يكچنين سفرى را نمىداد . در اينجا معمولا براى رفتن به خليج فارس اغلب كشتى كوچكى گير مىآيد ، كه عربها آن را تراط يا ترانكى مىنامند . اما من صلاح را در اين ديدم كه با اين كشتى مسافرت نكنم ، چون در اين موقع از سال هم وضع آب و هوا بد است و هم بهطوركلى با اين كشتى مىتوان گرفتار دزدان دريايى شد . در عوض در يك كشتى اروپايى ترس از دزدان دريايى وجود ندارد . چون منتظر يك كشتى اروپايى بودم ، كه كمى پيش از حركت ما از بمبئى راه مىافتاد ، كاپيتان پرايس « 2 » را ، كه از بمبئى با او آمده بودم ، ترك كرده بودم و او راهى خليج فارس شده بود . اين كشتى اروپايى روز دوازدهم ژانويهء 1765 وارد شد . چون مىترسيدم ،
--> ( 1 ) . در متن آلمانى : ابوشهر ( 2 ) . Price .